السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 48
شرح دعاى سحر ( فارسى )
واسعه و اسم أعظم و ولايت مطلقهء محمديه يا مقام علوى تعبير مىشود و اين است آن لوايى كه آدم و هر كس جز اوست در تحت اين لواست و به اين مقام اشاره فرموده آنجا كه فرمود : « من پيغمبر بودم در حالى كه آدم ميان آب و گل بود » ( و خميرهء أو سرشته نشده بود ) و يا « ميان روح و جسد بود » يعنى نه روحى بود و نه جسدى و اين است همان عروة الوثقى ( دستاويز محكم ) و ريسمانى كه ميان آسمان الوهيت و زمين هاى خلقى كشيده شده است . و در دعاى ندبه عرض مىكند : « كجاست آن باب رحمت خداوندى كه از آن در بايد وارد شد ؟ كجاست آن وجه اللّهى كه اولياء به سوى آن متوجه مى شوند ؟ كجاست آن سببى كه رابط ميان زمين و آسمان است ؟ » و در كافى از مفضّل نقل مىكند كه گفت : « به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : شما كه در اظلّه ( پناهگاه و سايهء رحمت حق ) بوديد چگونه بوديد ؟ فرمود : اى مفضل ما نزد پروردگارمان بوديم و بجز ما هيچ كس در نزد خدا نبود ، در سايبانى سبز أو را تسبيح مى گفتيم و تقديسش مى كرديم و به تهليل و تمجيدش مشغول بوديم ، و بجز ما نه فرشتهء مقربى بود و نه جاندارى تا آنكه خداوند خواست خلقت اشياء كند پس هر چه خواست از فرشتگان و غير فرشتگان به هرطور كه خواست آفريد ، سپس علم اين ها را به ما واگذار نمود » . و اخبار در اين مضمون از طريق اهل بيت عليهم السّلام بسيار است . در وصول سالك به مقام تساوى تجليات پس اين مقام را شهود كردن يا به آن متحقق شدن كسى را دست ندهد مگر آنكه نردبان تعينات را پله پله بالا رود . و پيش از آنكه سالك